
شهر، تنها مجموعهای از خیابانها، ساختمانها و معابر نیست؛ هر شهر، چهرهای دارد که در ذهن شهروندان و مسافران نقش میبندد. این چهره که از آن با عنوان هویت بصری شهر یاد میشود، حاصل کنار هم قرار گرفتن معماری، فضای سبز، مبلمان شهری، تابلوهای راهنمایی، نورپردازی، دیوارنگارهها و نظم حاکم بر فضاهای عمومی است.
دیوارنگارهها، تنها نقاشیهایی بر روی دیوار نیستند؛ آنها بخشی از هویت فرهنگی، حافظه بصری و روایتگر هنر یک شهر هستند. در سالهای گذشته، اجرای دیوارنگارههای شهری به یکی از ابزارهای زیباسازی در بسیاری از شهرهای کشور تبدیل شده و رضوانشهر نیز از این رویکرد بیبهره نبوده است.
با این حال، تصاویر ثبتشده از نقاط مختلف شهر، روایت دیگری را نیز به نمایش میگذارد؛ دیوارهایی که قرار بود بوم هنر باشند، در برخی نقاط به محلی برای نصب آگهیهای تبلیغاتی، اعلامیههای ترحیم، اطلاعیههای مراسم، برچسبهای تجاری و آثار باقیمانده از چسب و کاغذ تبدیل شدهاند. این وضعیت، تنها یک مسئله مربوط به زیبایی شهر نیست، بلکه به مرور زمان بر کیفیت منظر شهری و هویت بصری نیز اثر میگذارد.
اما پرسش اصلی این نیست که مقصر کیست؟ بلکه باید پرسید چرا دیوارنگارهها به دیوار آگهی تبدیل میشوند؟
بررسی این موضوع نشان میدهد که پاسخ را نمیتوان تنها در عملکرد یک نهاد یا یک گروه جستوجو کرد؛ بلکه مجموعهای از عوامل مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و حتی فناورانه در شکلگیری این وضعیت نقش دارند.

شهرداری؛ متولی حفظ منظر شهری
نخستین مسئولیت متوجه مدیریت شهری است. اجرای دیوارنگارهها، تنها آغاز یک مسیر است و نگهداری از آنها، بخش مهمتری از این فرآیند به شمار میرود. پاکسازی آثار چسب و کاغذ، مرمت نقاشیهای آسیبدیده، ایجاد تابلوهای استاندارد برای نصب آگهی و برخورد با نصبهای غیرمجاز، از جمله اقداماتی است که میتواند به حفظ سیمای شهر کمک کند.
شورای اسلامی شهر؛ سیاستگذاری و نظارت
شورای اسلامی شهر اگرچه مجری پروژههای شهری نیست، اما در جایگاه نهاد سیاستگذار و ناظر، میتواند با تصویب بودجه، تدوین مقررات و مطالبه گزارش عملکرد از شهرداری، نقش مؤثری در حفاظت از منظر شهری و استمرار برنامههای زیباسازی ایفا کند.

شهر، متعلق به همه شهروندان است. نصب آگهی بر روی دیوارنگارهها، دیوارنویسی برای تبلیغات، تنها یک تخلف شهری نیست؛ بلکه به سرمایهای عمومی آسیب میزند که همه شهروندان در آن سهیم هستند. بدون مشارکت مردم، هیچ برنامه زیباسازی پایداری شکل نخواهد گرفت.
بخش قابل توجهی از آگهیهای نصبشده در سطح شهر، مربوط به معرفی خدمات، فروش کالا، آموزش، خرید و فروش یا سایر فعالیتهای اقتصادی است. تبلیغات، بخشی از فعالیت کسبوکارهاست؛ اما زمانی که در محلهای غیرمجاز انجام شود، از یک ابزار اطلاعرسانی به عاملی برای آشفتگی بصری تبدیل میشود.
اعلامیههای ترحیم، مراسم مذهبی، آیینهای محلی و سایر اطلاعیههای عمومی، بخشی از فرهنگ اجتماعی جامعه هستند؛ اما نصب آنها بر روی دیوارنگارهها، تابلوهای برق یا فضاهای عمومی، به مرور زمان جلوه بصری شهر را تحت تأثیر قرار میدهد. ساماندهی این نوع اطلاعرسانی، میتواند ضمن حفظ این سنتها، از آسیب به چهره شهر نیز جلوگیری کند.
چاپخانهها و کانونهای تبلیغاتی مسئول نصب آگهی نیستند، اما میتوانند در چارچوب مسئولیت اجتماعی خود، با فرهنگسازی، اطلاعرسانی و همکاری با مدیریت شهری، نقش مؤثری در هدایت تبلیغات به سمت فضاهای مجاز ایفا کنند.

فضای مجازی و تغییر الگوی تبلیغات
در سالهای اخیر، شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین بسترهای تبلیغات و اطلاعرسانی تبدیل شدهاند. با این حال، برخی فعالان اقتصادی همچنان تبلیغات چاپی را مؤثرتر میدانند. همچنین محدودیت دسترسی و کاهش اثربخشی برخی بسترهای آنلاین برای بخشی از کاربران، ممکن است در افزایش استفاده از آگهیهای کاغذی بیتأثیر نباشد. البته این موضوع، نصب غیرمجاز آگهی را توجیه نمیکند، اما به عنوان یکی از عوامل قابل بررسی در تغییر الگوی تبلیغات، نمیتوان آن را نادیده گرفت.

کمبود زیرساخت؛ حلقه مفقوده
یکی از پرسشهای مهم این است که آیا تعداد تابلوهای مجاز نصب آگهی در سطح شهر، متناسب با نیاز شهروندان، صاحبان مشاغل و برگزارکنندگان مراسم است؟
اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، توسعه تابلوهای اطلاعرسانی و فضاهای استاندارد نصب آگهی، میتواند بخشی از راهحل باشد. فراهم کردن زیرساخت مناسب، علاوه بر پاسخگویی به نیاز اطلاعرسانی، از آسیب به دیوارنگارهها و سایر عناصر منظر شهری نیز جلوگیری خواهد کرد.

آنچه امروز در بخشی از سیمای رضوانشهر دیده میشود، نتیجه عملکرد یک فرد یا یک نهاد نیست؛ بلکه حاصل مجموعهای از عوامل است؛ از شیوه مدیریت و نگهداری فضاهای شهری گرفته تا رفتار شهروندان، الگوی تبلیغات کسبوکارها، برگزاری مراسم، کمبود زیرساختهای مناسب و تغییرات ناشی از گسترش فضای مجازی.
دیوارهای شهر، تنها سطوحی از بتن و رنگ نیستند؛ آنها بخشی از حافظه جمعی و هویت یک شهر را روایت میکنند. حفظ این سرمایه، نیازمند همکاری مدیریت شهری، شورای اسلامی شهر، شهروندان، صاحبان مشاغل، برگزارکنندگان مراسم، فعالان حوزه تبلیغات و برنامهریزان شهری است.
شاید امروز، بیش از آنکه لازم باشد به دنبال مقصر باشیم، زمان آن رسیده است که برای حفظ هویت بصری شهر، راهحلی مشترک پیدا کنیم؛ راهحلی که بتواند میان نیاز جامعه به اطلاعرسانی و تبلیغات، با ضرورت حفظ زیبایی و چهره شهر، تعادلی پایدار ایجاد کند.
دیدگاه خود را بنویسید